حالت جنگ   State of War

 

تاریخ مخفی سیا CIA و دولت بوش Bush

The Secret History of the CIA and the Bush Administration

 

جیمز ریزن    James Risen

 

{ترجمه زیر مربوط به صفحات 215 تا 218 از فصل نهم کتاب فوق، تحت عنوان "عملیاتی متجاسر"  A Rogue Operation  میباشد که در خصوص سازمان مجاهدین خلق بوده و کتاب در واقع با این مطلب پایان می پذیرد}

 

            ولی تا آن زمان، رویکرد دولت بوش نسبت به ایران در حال تغییر و سخت تر شدن بود. ایران حالا جزو "محور شر"   axis of evil  قرار داشت. واکنش ایرانی ها به سخنرانی محور شر بوش همراه با دلخوری بود؛ تهران گلبدین حکمتیار، یک سردار سفاک افغانی، که در دهه 1980 میلادی در لیست مستمری بگیران سیا بود ولی حالا مخالف اشغال افغانستان توسط آمریکا شده بود، را آزاد کرد. بزودی بعد از آزادی وی، نیروهای حزب اسلامی حکمتیار در افغانستان مشغول جنگ با سربازان آمریکایی شدند، و سیا در ماه مه 2002 یک موشک از یک جنگنده شکاری در تلاشی مذبوحانه برای کشتن وی شلیک نمود.

            اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003، در مرز دیگر ایران، با برخورد عمیقا متناقض تهران روبرو شد. ایرانی ها از اینکه ایالات متحده آنان را از دست دشمن دیرینه شان صدام حسین خلاص کرده، و در ها را بر اکثریت شیعه عراق که قدرت را البته با هدایت ایران بدست بگیرند گشوده بود، خوشحال بودند. ولی دو جنگ پی در پی در دو کشور همسایه، اولی در افغانستان و حالا در عراق، هزاران  نظامی آمریکایی را در دو پهلوی بی پناه ایران قرار داده بود، و لذا درک اینکه چرا ایرانی ها ممکن است قدری نسبت به مقاصد دولت بوش بدگمان باشند مشکل نبود.

            در ماه مه 2003، یک ماه بعد از سقوط بغداد، ایرانی ها یک بار دیگر به ایالات متحده رجوع کرده، و پیشنهاد تحویل سران بالای القاعده، شامل سیف العادل فرمانده عملیات القاعده و سعد بن لادن پسر اسامه بن لادن را دادند. این بار، ایرانی ها خواستار معامله بودند. در قبال رهبران القاعده، تهران از آمریکایی ها میخواست تا اعضای مجاهدین خلق، یک سازمان تروریستی تبعیدی ایرانی که از جانب صدام حسین حمایت شده و از سال 1986 در عراق مستقر بوده است، را تسلیم نمایند. بعد از سقوط بغداد، ارتش آمریکا هزاران مبارز سازمان مجاهدین خلق را خلع سلاح کرده و تسلیحات نظامی سنگین گروه، شامل بیش از دو هزار تانک، توپ، نفربر، و خودروهایی که توسط صدام حسین تعبیه شده بود را ضبط نموده بود. ولی دولت بوش در خصوص اینکه بعد از این با گروه چکار کند دچار دودستگی شده بود.

            در اجلاس کمیته مدیران در کاخ سفید در ماه مه، پیشنهاد ایران در خصوص مبادله زندانیان، توسط بوش و مشاوران ارشدش مورد بحث قرار گرفت. طبق گفته کسانی که در آن جلسه بودند، پرزیدنت بوش گفت که به نظر میرسد معامله خوبی باشد، چرا که سازمان مجاهدین خلق یک سازمان تروریستی است. بهرحال، این سازمان عامل صدام حسین بوده و سوء قصدها و عملیات خرابکارانه اش در داخل ایران را از مخفی گاه هایش در عراق هدایت میکرده است. سازمان مجاهدین خلق رسما به عنوان یک گروه تروریستی خارجی در لیست وزارت خارجه قرار دارد؛ در دهه 1970 میلادی، این گروه چندین آمریکایی که در ایران زندگی میکردند، شامل افسران سیا که در زمان رژیم شاه در آنجا مستقر بودند، را کشته بودند.

            قبل از اینکه هرگونه تبادلی صورت بگیرد، ایالات متحده نیاز به کسب اطمینان مشخص از ایرانی ها داشت که اعضای سازمان مجاهدین خلق اعدام یا شکنجه نخواهند شد؛ نهایتا، این ممکن است مانعی بوده باشد که هر گونه تبادل زندانیان را غیرممکن ساخته است.

            ولی این ایده هرگز زیاد پیش نرفت. سخت سران در پنتاگون شروع به اعمال نفوذ کردند و نهایتا هرگونه مذاکره و توافق با ایرانی ها نقش بر آب شد. وزیر دفاع دونالد رامزفلد و معاون وزیر پل وولفوویتز به نظر میرسید که فکر میکردند سازمان مجاهدین خلق در آینده در جنگی با ایران میتواند مفید باشد، بنابراین آنها به نظر میرسید که مشتاق باشند که گروه را در همانجا در عراق نگاه دارند. مقامات سیا و وزارت خارجه از اینکه رهبران پنتاگون آشکارا تمایل خود برای معامله با سازمان مجاهدین خلق را ابراز میکردند شگفت زده شده بودند. آنها حتی از اینکه رامزفلد و وولفوویتز هیچ بهایی برای اعمال خود نپرداختند بیشتر تعجب کردند. در کاخ سفید، مقامات بزودی دریافتند که پنتاگون بهانه هایی به منظور اجتناب از پیگیری هرگونه اقدامات فراتر جهت مهار سازمان مجاهدین خلق را در سر میپروراند. یک بحث این بود که ارتش درگیر بسیاری مسؤولیت های دیگر در عراق بوده و نمیتواند نیروی لازم جهت منحل کردن سازمان مجاهدین خلق را تأمین نماید. یک مقام سابق دولت بوش گفت که "مبنای حرف پنتاگون با کاخ سفید این بود که، هر زمان به موضوعش رسیدیم به موضوعش میرسیم، و به این ترتیب از زیر بار موضوع فرار کردند".

            نهایتا اینکه ایالات متحده یک فرصت بالقوه در دستیابی به چندین نفر از فعالین بالای القاعده، از جمله پسر اسامه بن لادن را از دست داد. برای دستیاران خشمگین بوش مشخص بود که نه تنها مشاور امنیت ملی کوندولیزا رایس از پس پنتاگون بر نیامده است، بلکه اجازه داده است تا تصمیم گیری روی سیاست در قبال ایران از مسیر خود منحرف گردد.

 

            بازوی سیاسی سازمان مجاهدین خلق، شورای ملی مقاومت ایران، میداند چگونه  توجهات در غرب، خصوصا بعد از مشاهده موفقیت قبل از جنگ گنگره ملی عراق، گروه تبعیدی عراق به رهبری احمد چلبی، را جلب نماید. مانند گروه چلبی، تبعیدیان ایرانی از رسانه های آمریکا جهت طرح ادعاهای خود در خصوص برنامه های سلاحهای هسته ای و موشک های بالستیک ایران به منظور ایجاد زمینه ای برای سیاست سخت تر آمریکا در قبال تهران استفاده کرده اند.

            در حالیکه جنگ در عراق موضوع را تحت الشعاع قرار داده و دولت بوش را مجبور به کندتر کردن حرکتش نموده است، برخی مقامات دولت از یک سیاست اعمال فشار قوی تر بر ایرانیان برای خلع سلاح دفاع میکنند. احتمال تقابل بین ایالات متحده و ایران به نظر رسید که در پائیز 2004، وقتی که IAEA گزارش نمود که ایران بطور کامل با بازرسان بین المللی همکاری نمیکند افزایش یافت، و گزارشات جدیدی داده شد که ایران طرح هایی را در جهت تولید اورانیوم غنی شده علی رغم تضمین های قبلی به IAEA که چنین فعالیتهایی را به حالت تعلیق در خواهد آورد به پیش میبرد. در سال 2005، ظاهرا مقاصد ایران جهت ادامه به ارتقای برنامه های هسته ایش ناچار به یک بحران دیپلماتیک تمام عیار ختم میشود.


 

با تشكر از شما بخاطر ورود به این وب سایت  در معرفی آن باید بگویم که آنرا به تشویق دوستانم با اهداف و ملاحظات زیر طراحی و ایجاد کردم:

  • با توجه به چاپ خلاصه خاطرات زندگیم به انگلیسی  و ترجمه آن به فارسی اینجا محلی است برای مشتافان تا اصل آنرا ملاحظه نمایند.

  • از آنجا که کتاب تنها داستان زندگی من بدون جهت گیری و نتیجه گیری خاص و جامع سیاسی و فلسفی است. اینجا محلی است جهت پاسخ به سئوالات و بیان نقطه نظرات من.

  •  امیدوارم در آینده این سایت محل برخورد آرا و عقاید افرادی شود که انسانها را سیاه و سفید ندیده و طرفدار تحمل پذیری میباشند. همچنین محلی برای ارائه آرا و عقاید دوستداران و کاوشگران فهم آزادی و دموکراسی در ایران و اسلام شود.

  • در این وب سایت و در مقالات نوشته شده بوسیله من، از بکار گیری وذکر القاب، تیتر و عنوان افراد که میتواند بکارگیری آنها حمل بر تأئید و عدم بکارگیریشان حمل بر رد و مخالفت با آنها شود معذورم مگر در مواردی که عنوان بخشی از نام فرد شده مثل "ستار خان" و یا " باقر خان" و یا "ملا صدرا" و..

  • در فاکت آوری از دیگران و در مقالات ارائه شده توسط دیگران کلمات و صفات توهین آمیز حذف میگردد.

  • استفاده از مطالب اين وب سايت با ذکر ماخذ و نام وب سايت بلامانع است.


For problems or questions regarding this web contact [M@Banisadr.info].
Last updated: 12/31/07. x