|
به بهانه يک نامه:
ظرف چند ماه گذشته،
يعني از زمانيکه نام اين وب سايت در بعضي از وب سايتها مطرح شد، من ای
ميلهای متفاوتي از جوانب مختلف دريافت داشته ام، بسياری محبت آميز و دل گرم
کننده، از دوستان شناخته و نا شناخته، از دوران دور و نزديک و گه گاهي هم
همراه با دشنام از کساني که ميدانيد و لازم به بردن نامشان نيست. اما چندی
قبل ای ميلي داشتم که مدتي مرا به فکر فرو برد و برای چند روزی مرا به جنگ
دروني با خود واداشت که با آن چه کنم؟
آيا اين تله ای است
از جانب دوستان ديروزي دشمن شده امروز، و يا حاکمان حاکم در کشورمان ايران؟
آخر من هم علي رغم
مخالفت ظاهری هنوز دچارعوارض اين بيماری بي درمان ايرانيان و بخصوص
ايرانيان خارج از کشور هستم که با روبرو شدن با هر بياني اول سعي در تحليل
بيان کننده هستم و بعد شايد اگر وقت ياری کرد، فهم بيان!
آخر مگر ميشود از
ايراني که ظرف بيست و پنج سال گذشته سرزمين درزنجير، ظلمت، جنگ و تنفر
تصوير شده. کشوری که اينگونه تبليغ شده که همه ارکان حکومتي، اجتماعي و
ارتباطي آن در اختيار يک تفکر خاص است، صدائي از محبت، دوستي و عاطفه
انساني را انتظار داشت؟ آنهم نه از يک شهروند عادی، از آدرسي ناشناخته و
تحت نامي مستعار! بلکه از فردی شناخته شده و آنهم با آدرس زندان!
بعد از مدتي کلنجار
با خود و شکهای مختلف دروني لحظه ای درنگ کرده و اينبار بجای به زير سئوال
بردن اي ميل و يا نگارنده آن خود را به چالش کشيدم!
آخر مگر نه اينکه من
مدعي مخالفت با تقسيم مردم بين دو محور و قطب و صف بندی کردن انسانها
درمقابل يکديگرتحت عنواين مختلف، الهي و شيطاني، سياه و سپيد، حق و ناحق به
و يا خلق و ضد خلق، انقلاب و ضد انقلاب و اقيانوسي پر خون بعنوان مرز بين
اين دو قطب هستم.
مگر نه اينکه من فکر
ميکنم جدائي ايرانيان خارج، از داخل و قهر سياسيون و روشنفکران خارج از
کشوربا هر آنچه که از درون ايران ميرسد، آنانرا ابتر، بي آينده و بي ثمر
کرده و سهم مهمي از سرمايه های انساني کشور که ميتوانست به مصرف پيشرفت
فکری و علمي کشور برسد را عملا" باطل و بي حاصل نموده.
و سر انجام بحث شک و
ترديد و يا بقول خارجيها پارانويد ايراني، که شايد روزگاری برای شناختن
دشمنهای رنگارنگ کشور ضروری بوده، اما امروزه سدی شده در برابر وحدت،
اتحاد و همبستگی ملي ما ايرانيان، و اينکه بالاخره بايد در جائي اين
ترديدهای خورنده شکسته شوند و معيار قضاوت، عملکرد و بيان شود بجاي تخيل و
تحليل. پس چرا من خود درگير تمامي اين بيماريها هستم و نميتوانم حتي به يک
ايميل، آنچنان که هست و مينمايد نگاه کرده و اول بدنبال تحليل آن و بعد
خواندن و جواب آن هستم؟ دراين جا بود که تصميم گرفتم به اين ای ميل آنچنان
که نگارنده اش مدعي است برخورد کرده و آنرا پيامي از يک دوست قديمي گرفته
تا حقه ای کثيف از جانب ديگران و در دنباله اين فکر در جائي برای آن دوست
نوشتم:
" راستش را بگويم اين
روزها ای ميلهای متفاوتی از جوانب مختلف و تحت محملهای مختلف دريافت میکنم
که ميتوانم حدس بزنم که شايد تعدادی از آنها از جانب سازمان و .. برای
دستيابی به مقاصد مختلف باشد. اما از آنجا که من خودم هستم و می خواهم
به هر قيمتی هم که شده خودم باقي بمانم و از عريان کردن خود واقعي ام،
خوب يا بد، درست و يا غلط واهمه ای ندارم همه آنها را واقعي فرض کرده و به
آنها آنطور که فکر ميکنم پاسخ ميدهم. لذا اينجا نيز توی دوست را ديده و تو
را مخاطب خود ميدانم. "
بعد از رد وبدل شدن
چند ايميل و مطالعه آنها توسط چند تن از دوستان و استقبال نسبي آنان از
مطالب رد و بدل شده به اين نتيجه رسيدم که شايد بد نباشد که آنها را در وب
سايتم بگذارم تا شايد که ديگران نيز وارد بحثهای ما شده و آنها را به نقد
کشيده و يا بر محتوايشان بيفزايند.
طبعا" در اين ميان
کساني که ظرف بيست و پنج سال گذشته از دو طرف، طالب جدائي هر چه بيشتر داخل
از خارج و بالعکس بوده اند و با تمام قوا سعي در حراميت هر گونه رد و بدل
ايده بين ايرانيان خارج و داخل داشته اند، از اين نوع رابطه هم با تنفر ياد
خواهند کرد و قضاوت خاص خودشان را از آن خواهند کرد.
اما مگر حرفهای آنان
جز برای خودشان و اطرافيانشان منطقي ويا خريدار ديگری هم دارد، و مگر
تحليلها و سياستهای آنها جز تشديد عقده و نفرت و استفاده متقابل جناحهای
قدرت طلب داخل و خارج از يکديگر حاصلي برای مردم و شعارهای "آزادی"،
"دموکراسي" و "حقوق بشر" آنان داشته که لازم باشد ذره ای آنانرا و
حرفهايشان را در اتحاذ هر تصميمي منظور کرد؟
بنابراين پس از سئوال
از آن دوست و اعلام رضايت و خشنودی متقابل او از ورود ديگران به بحثهای ما
تصميم گرفتم که اي ميلها را بتدريج و بترتيب در اين وب سايت بگذارم و
ديگران را به قضاوت و ورود به بحث دعوت نمايم.
طبعا" بايد توجه داشت
که يکطرف اين بحث در زندان است و طبعا" محدوديتهای خاص خود را خواهد داشت.
در اين ايميلها من
مطالب مربوط به افراد ثالث و اسامي آنها را با بجای گذاشتن نقطه چين حذف
کرده ام و در جائی که مطلبي برای ما روشن و برای ديگران احتياج به توضيح
داشته باشد، توضيحات را در پاورقي توضيح داده ام.
دوستاني که مايل به
ورود به بحث باشند ميتوانند مطالب خود را به اي ميل من فرستاده و من آنها
را با اسم خودشان ( در صورت ابراز تمايل خودشان از اينکه اسمشان برده شود )
را در همينجا خواهم گذاشت. طبعا" همانطور که رسم اين وب سايت هست مطالب
توهين آميز و تهمت زننده نسبت به هرکسي و همچنين القاب مثبت و منفي در
نوشتار افراد حذف ميشود.
به اميد اينکه اين
حرکت بتواند قدم نا چيزی باشد، در فهم متقابل داخل و خارج از يکديگر و
تفاهم و تحمل پذیری ملی.
اي ميل جهت تماس:
|