|
کتاب «خاطرات یک شورشی
ایرانی»، تحت 45 عنوان تهیه شده و مشتمل بر 516 صفحه است. نسخهی
اصلی کتاب به زبان انگلیسی است. مترجم موفق شده تا ترجمهی روانی را از
کتاب ارائه دهد. حجم اولیهی کتاب بنا به نوشتهی مولف کتاب، سه برابر
متن فعلی است. مخاطب اصلی کتاب، جوانان ایرانی هستند که در خارج از
کشور زندگی میکنند، و به هر دلیل در معرض تجربهای مشابه تجربهی
نویسنده بوده یا هستند. به همین دلیل کتاب به زبان انگلیسی نوشته شده
است.
اما این بدین معنا نیست که تنها این گروه میتوانند مخاطب این کتاب
باشند. کتاب سبکی توصیفی دارد. نویسنده اما آنجا که لازم است از توضیح
خودداری نمیکند. ساختار کتاب تاریخی و موضوعی است. نویسنده در توصیف
خود جانب انصاف را رعایت کرده است. او برخلاف دیگران به جای تخطئهی
مجاهدین تلاش دارد تا نقش خود را در حوادث و اشتباهات بیابد. او
مینویسد: «به عنوان فرد، بسیاری مانند من جرئت نداشتند علیه دگمهای
جدید نظیر سازمان و رهبران قهرمان و شهدای بایستند و نمیتوانستند
مبارزهی مسلحانه را به زیر سئوال ببرند. چراکه مخالفت با مبارزهی
مسلحانه بلافاصله به تسلیم در برابر دیکتاتوری و خیانت به مردم و آزادی
تعبیر میشد.»(ص 11) نویسنده در ابتدا به شرح مفصلی از زمینههای زندگی
خود در دوران کودکی میپردازد. اوهمزمان تلاش میکند تا میان زندگی
فردی خود و حوادثی که پیرامون او در حال رخ دادن است، ارتباطی معنادار
برقرار کند. به همین دلیل خواننده و مخاطب کتاب با بخشهایی از تاریخ
ایران که حافظهی کودک را به خود مشغول کرده مواجه میشود. در همین
چارچوب است که نویسنده نظرات افراد پیرامون خود را در مورد مصدق،
رضاشاه، ملی شدن نفت ترسیم میکند. این از خصوصیات برجستهی کتاب است
که نویسنده هیچگاه ارتباط متقابل میان زندگی فردی، زندگی خانوادگی و
تشکیلاتی و حوادثی که در سطح کلان جامعه رخ میدهد از یاد نمیبرد. لذا
خواننده از ابتدا تا انتهای کتاب این رابطه را احساس میکند. به نظر
میرسد که نویسنده ذهن و ذهنیت خود را از قالبهای مرسوم خاطرهنویسی
رها کرده است. به همین دلیل موجی بودن خاطرات در اینجا و آنجای اثر به
چشم میخورد. هر چند این امر موجب شده است تا بریدگیهایی در نوشته
احساس شود. نقش خلاصه کردن اثر در این بریدگی را نیز نباید فراموش کرد.
به دلیل جذابیت و سادگی ترجمه اما این بریدگیها کمتر احساس میشود.
نویسنده دلیل این که تاکید زیادی بر گذشتهی خود کرده است را چنین مطرح
کرده است: «چگونه یک انسان معمولی همچون هزاران بلکه میلیونها تن
همانند او، به عنوان محصول کامل فرهنگ، تاریخ و سیاست وقت، تصمیم
میگیرد مسیر زندگی خود را تغییر دهد.»(ص 11) به نظر میرسد که نویسنده
موفق شده است تا آن بخش از ریشههای اقتدارگرای ایرانی را که در روابط
و پرورش خانوادگی نهفته است، آشکار کند. روابط مستبدانه درون خانوادهی
ایرانی موجودی را خلق میکند که آمادگی دارد تا در روابط آمیخته به
اقتدار، کارپذیر باشد. اهمیت کار بنیصدر در اینجا این است که به طور
کلی به نقش خانواده در اقتدارگرایی سیاسی ایرانی پرداخته است. همین
امر در مورد اندیشهی مذهبی نیز صادق است. مذهبی که از سوی نهادهای
مذهبی رسمی نمایندگی میشود مکمل نقش خانواده در پرورش فرهنگ اقتدار
است. کتاب مطرح میکند
که
ترکیب این عناصر و حوادث است که موجب میشود تا نویسندهی کتاب در
ابتدای جوانی، تشکیلات مجاهدین را مناسبترین گزینهی سیاسی بداند و
بدان بپیوندد. خوانندهی کتاب میتواند در مسیر حوادث و طی فصول مختلف
کتاب چگونگی کوشش تشکیلات مجاهدین برای از بین بردن هویت اعضا را
پیگیری کند. هر چند تاکید کتاب بر تجربیات و احساسات نویسنده متمرکز
است ولی خواننده میتواند تحولات درونی مجاهدین را از خلال مطالعهی
کتاب بررسی کند. پیام نهایی کتاب به قول نویسنده ساده است و آن این است
که : «زندگی رنگین کمان است. سیاه یا سفید، دنیای دیگری است، دنیای که
مردم در آن فقط یا سیاه و سفید، عشق و نفرت و بد و خوب مطلق روبهرو
هستند. این دنیایی است که بایستی انکارش کرد و از آن متنفر بود»(ص12). |